آقای کدیور فرق شما با آقای مدیریت جهان را تازه فهمیدیم.
اینکه او دست بوس مقام عظما است و شما قصد دارید دست بوس دیگری بشوید و شاید هم خودتان بنشینید دستتان را ببوسند و مقام عظما باشید.
دروغ و دروغ و دروغ.از روزی که مرحوم خمینی آمد دروغ شد سرلوحه همه چیز و مایی که در زمان شما به دنیا آمدیم گیج و مبهوت نفهمیدیم دم خروستان را باور کنیم یا قسمهایتان را.
خدا را شکر که آقایان موسوی و کروبی بارها گفته اند جنبش سبز سخن گویی در خارج کشور ندارد.
شما از روح مرحوم منتظری هم خجالت نکشیدید که پیرمرد با آن سن و سال و زحمت و زجر درد مردم را فهمیده بود؟
شما از آیت الله موسوی خجالت نمی کشید که می گوید غزه و لبنان در اولویت نیست وقتی مردم این سرزمین دردمند هستند؟
حتا به اعتباری که خواهرتان نزد مردم دارد فکر نکردید؟
بانویی که به روشنفکری اش امید داریم؟
کسی که شخص من به خاطر او آقای کروبی را برگزیده ام؟
خط فکری خواهرتان هم مثل شماست؟
رایی که به آقای کروبی داده ایم و برای پس گرفتنش هم تلاش کردیم بیفایده بوده است؟
اصلن شما حواستان بود دوره دقیانوس نیست و فیلم و صدا همان سرعت برق را پیدا کرده است؟
شما هیچ ارزشی برای خونهایی که ریخته شده است قائل هستید؟
شما از مادر سهراب و اشکان و آرمان و علی و جواد و ندا و و ..پرسیده اید شعارشان چه است؟
شما که نمی توانید مرهم باشید نمک به زخمها نپاشید.
این رفتار شما باعث می شود مردم از جنبش سبز هم سرخورده شوند.
این راهی که شما و آقای مهاجرانی در پیش گرفته اید سبب شده بعضیها خیال کنند جنگ قدرت است و مردم بازنده اصلی.
شاید آمده اید همین را به ما بگویید و ما خودمان را به نفهمی می زنیم؟
چرا از جان جوانهای مردم مایه می گذارید برای این جنگ قدرت؟
اگر اینطور نیست پس لطفن عذرخواهی کنید.
حداقل برای حفظ آبروی خودتان در آینده ای نه چندان دور.
برای اینکه روزی جزو آنهایی نباشید که به خون مردم مدیون هستند.