۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

فقط بچه سوسولهای الاهیه و اون بالا بندا از اسکناس ده هزارتومنی ایراد می گیرند؟!





یه زمانی یه مشت پول خرد تو جیب ها جیلینگ جیلینگ راه می افتادیم تو بازار از شیر مرغ تا جون آدمیزاد
می خریدیم و سر پنج زار و یک تومن چونه می زدیم ...
مدرسه هم که می رفتیم با نهایت بدبختی دو تا تک تومنی می ذاشتن تو کولیمون سه چهار روز
باهاش سر می کردیم.
عوضش حالا بچه هامون یه دونه ده هزارتومنی با کلاس می گذارند تو کیفشون و می رن مدرسه
 و پزش رو می دن و وقتی هم بیان خونه از گرسنگی هلاک !!! می گیرن می شینن غذای مامان رو که سالم تره می خورن چون خوشبختانه با ده هزار تومنی فقط تونسته یکی تو تا کتاب و جزوه بخره.
بد کرده حالا دولت مهرورز با کلاسمون کرده؟ سر به راهمون کرده؟
دیگه جیبتون صدا نمی ده!! دیگه برای این پولهای زیر خاکی چونه نمی زنید!
یه دونش رو می زاری تو جیبت می ری دو کیلو میوه می خری والسلام.
سر برج هم بیست تاش رو بهت می دن قشنگ می زاری تو جیب کوچیکه پیرهنت این بالا رو می گم!! دزد تو مترو اتوبوس نمی زنه ازت.
یه مشت بچه سوسول هم راه افتادن که شعرش غلطه.
اولن که برید خدارو شکر کنید امام مقام عظما بزرگواری کرده شاعر بودنش رو تا حالا علنی نکرده و با تواضع اجازه داده شعر این یارو کیه؟ شیرازیه که احتمالن جزء سران فتنه بوده تو زمان خودش و خیلی مال مردم خور بوده و سفر زیاد رفته!! سفر خارجی چه معنی می ده؟ سوریه ای کیشی جایی ببرید دانشجوها رو... علوم انسانی چیه؟
ای وای ببخشید از بحث خارج شدیم بیخودی!!
بله عرض می کردم شعر و معر و شر و ور رو بی خیال...
ندیدی تو تاکسی تو اتوبوس تو حمام کیسه کشها و بچه ۹ ساله و بابابزرگ مکتب نرفته همه مون خلاصه
می گن بنی آدم اعضای یکدیگرند؟؟ حالا یه مشت بچه بالا شهری الاهیه و زعفرانیه راه افتادن که چی ؟
که بنی آدم اعضای یک پیکرند درست بوده.
اصلن من نمی دونم که چی بشه؟ فرقش چیه؟ میترسی بچه بخونه غلط یاد بگیره؟
بهتر..بچه باید شیمی یاد بگیره که بتونه تو زیر زمین خونه انرژی هسته ای تولید کنه.


پ ن:
در این لینک هم می تونید نتیجه استعلام شعر رو از فرهنگستان ببینید!!





۷ نظر:

  1. تو فکر کردی اگر ننویسی؟ مردم فکر می کنند مردی؟ خنک؟

    پاسخحذف
  2. جناب ناشناس این بازی بیمزه رو تمومش کن ..
    ممکنه برای همه گرون تموم بشه .. آفرین دختر خوب
    پائیز88

    پاسخحذف
  3. سلام به پریسا بانو و قلم شیوایش.
    اشک دراومد امروز وقتی دیدم ده هزار تومنی در اومده.من یه زمانی تو میدون شوش دو تا مغازه خریدم با ۱۰ هزار و ۷۰۰ تومن.باورت می شه؟
    خوشحالم که برگشتی به دنباله.هرچند هستی و نیستی ولی تنها نمان به در دختر جون.

    پاسخحذف
  4. پریسا خانم سلام
    من لینک استعلام از فرهنگستان را نمیتونم باز کنم نمیدونم مشکل از منه یا لینک مشکل داره

    پاسخحذف
  5. دنیای عزیز
    بازم که خیلی باحال امدی
    یاد بچگی بخیر با 5 تومنی سربی رنگ و سنگین خرج یروز مدرسهمون جور بود پفک و لواشک و ادامس
    حالا به بچه 5000 تومنی میدی چپ چپ نگات میکنه

    پاسخحذف
  6. ناشناس عزیز ما خنک شما به گرمای مهرت ببخش.
    ....
    پاییز جون جوش نزن داداشی از کجا می دونی خانمه حالا؟؟
    .......
    ایراندوست گرامی آخرش من نفهمیدم شما کی هستید با اینهمه محبت.
    .......
    علی جان لینک باز می شه والله نمی دونم مشکل شما چیه به هر حال از وبسایت عصرایران است.
    .......
    بهار جون یادش به خیر دوتومن بهم می دادن دو روز سرگرمش بودم و تازه از بس هله هوله خریرده بودم رو دل می کردم غذای خونه رو نمی خوردم.

    پاسخحذف
  7. سلام به پریسا خانم مهربان

    بله، من هم یادمه روزی رو که آلو می خریدیم پونزه زار یا بربری می خریدیم بیست پنج زار، به نظر می رسه که داریم راجع به یک قرن پیش حرف می زنیم...

    من متولد سال پنجاه و هفت هستم و خوراکیهایی مثل یام یام و فانی فکس رو هم یادمه...

    در هر صورت، خواهر عزیزم، یادداشتتو زیر شعرم خوندم و دل تنگیتو حس کردم، لزومی نداره به فکر
    شعر نوشتن باشی تا به آرامش برسی، همه این شعرهایی که تو وبلاگ من هستن پیشکش شما، اگر بتونن به آرام تر شدنت کمکی بکنن برای من باعث افتخاره و این میشه اولین فایده ای که داشتن

    مواظب خودت باش، به همسرت سلام برسون

    علیرضا

    پاسخحذف